على محمدى
336
شرح اصول استنباط ( فارسى )
تو حجيت و طريقيت دارد يا خير بلكه به حكم عقل ، قاطع ملزم است از قطع خويش متابعت كند آرى آن كسى كه به واقع و حكم واقعى و اصل نشده و در عالم ظن و گمان بسر مىبرد كه عقل مستقل نيست به وجوب متابعت ظن و حجيت آن و طريقيتش الى الواقع زيرا كه احتمال خلاف دارد و ما باشيم و عقل مىگويد احتياط كن چنين كسى نيازمند دليل و راهنما الى الواقع است كه مثلا خبر ثقهاى از راه رسيده و حكم واقعى را به دو بنمايد و ارائه دهد كه خود خبر ثقه امرى ظنى بوده و نيازمند پشتوانه قطعى است كه در باب خود خواهد آمد كه ادلّه اربعه پشتيبان حجيت آنست و امّا كسى كه به واقع رسيده ديگر ماوراء واقع چيزى نيست كه وى به آن نرسيده باشد تا نياز به نصب طريق و دليل شرعى باشد خير موضوع دليل براى چنين فردى منتفى است چون موضوع دليل من لم يصل الى الواقع است و هذا و اصل فلا حاجة الى جعل الشارع و بلكه نه تنها نيازى نيست ( چون عقل خود همهء راهها را رفته و ايجاد داعى و زاجر كرده و . . . ) كه اصولا جعل حجيت از سوى شارع براى قطع از محالات است چون تحصيل حاصل و ايجاد موجود است و هو محال . قوله : ثمّ انه : و همانطور كه جعل و اثبات حجيت و طريقيت براى قطع از محالات است همچنين سلب حجيت از قطع و ردع و منع شارع از موافقت قطع نيز از محالات است چون مستلزم تناقض است و نيز مستلزم سلب شيئى عن نفسه و يا سلب لوازم لا ينفك شيئى از شيئى است و كلّها باطل بالبداهة « 1 » و هذا معنى قولهم : لا تنال القطع يد الجعل اثباتا و نفيا . قوله : الّا : شارع مستقيما نمىتواند به قاطع بگويد : قاطع نباش و قطع خود
--> ( 1 ) - تفصيل اين مطالب را مىتوانيد از شرح اصول ، ج 3 ، مقدّمه هفتم از مقدّمات مباحث حجّت استفاده كنيد .